X
تبلیغات
حوزه علمیه فاضلیه
 
 
روایت مربوط به شهادت حضرت رسول اکرم "صلی الله علیه و آله"

قال ابن سعد اخبرنا محمد عمر حدثنی ابراهیم بن اسماعیل بن ابی حبیبه عنداود بن حصین عن ابی سفیان عن ابی هریره و حدثنی محمدبن عبدالله عن الزهری عن عبدالرحمن بن عبدالله بن کعب بن مالک عن جابربن عبدالله و حدثنی ابوبکر بن عبدالله ن ابی سبره عن یونس بن یوسف عن سعید بن المسیب و حدثنی عمر عقبه عن شعبه عن ابن عباس زاد بعضهم علی بعض قالوا:لما فتح رسول الله(صلی الله علیه و آل)خیبروا اطمانَ جعلت زینب بنت الحارث اخی المدحب و هی امراه سلام بن مشکم تسال:ایّ الشاه احب الی محمد؟فیقولون:الذراع فعمدت الی عنزلها فذبحتها و صلّتها ثم عمدت الی سّم لایطنی و قد شاورت یهود فی سموم فاجمعوا لها علی هذا السمّ بعینه فسّمت الشاه و اکثرت فی الذراعین و الکتف فلمّا غابت الشمس و صلّی رسول الله(صلی الله علیه وآله)المغرب بالناس انصرف و هی جالسته عند رجلیه فسأل عنها فقالت:یاابا القاسم هدیه اهتدیتهالک فأمر بها النبی(صلی الله علیه وآله)فاخذت منها فوضعت بین یدیه و اصحابه حضور او من حضر منهم و فیهم بشر بن لبّراء بن معرور فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله):ادنوا متعشوا! و تناول رسول الله(صلی الله علیه وآله)الذراع فانتهش منها و تناول بشربن البراء عظما آخر فانتهش منه فلمّا ازدرد رسول الله لُقمته ازدرد بشربن البراء مافی و اکل القوم منها فقال رسول الله:ارفعوا ایدیکم فإنّ هذه الذراع و قال بعضهم:فإن کتف الشاه-تخبرنی انهّا مسمومه.فقال بشر:و الذی اکرمک لقد وجدت ذلک من اکلتی التی اکلت حین القتمتها فما منعی ان الفظها الّا أنّی کرهت أن اُبغض الیک طعامک فلمّا اکلت مافی لم ارغب بنفسی عن نفسک و رجوت أن لاتکون ازدردتها و فیها بغی!فلم بشر من مکانه حتی عاد لونه کالصیکسان و ماطله و جعه سنهً لایتحول الّا ما حّول ثم مات و قال بعضهم:فلم یرم بشر من مکانه حتی توفّی.قال:و طُرح منها لکلبٍ فأکل فلم یتبّع یده حتی مات؛فدعا رسول الله زینب بنت الحارث فقال:ما حملک علی ماصنعت.فقالت:نلتَ قومی ما نلت!فقلت ابی و عمی و زوجی فقلت إن کان بنیّآ فستخبره الذراع و قال بعضهم:و ان کان ملکـاً استرحنا منه و رجعت الیهودیه کما کانت قال:فرفعها رسول الله الی وُلاه بشربن البراء فقتلوها و هو الثبت و احتجم رسول الله علی کاهله من أجل الذی أکل؛حجمه ابوهند بالقرن والشفره و امر رسول الله اصحابه فاحتجموا اوساط روُسهم و عاش رسول الله بعد ذلک ثلاث سنین حتی کان وجعه الذی قبض فیه جعل یقول فی مرضه:مازلت اجد من الآکله التی أکلتها یوم خیبر عدادا حتی کان هذا اوان انقطاع ابهری و هو عـِرق فی الظهر و توفّی رسول الله شهیدا.صلوات الله علیه و رحمته و برکاته و رضوانه.

ترجمه:

ابن سعد درحدیثی به چند سند از ابن عباس نقل میکند که گفت:

زمانی که رسول خدا خیبر را فتح کرد و مطمئن شد؛ زینت دختر حارث برادر مرحب که همسر سلام بن مشکم بود شروع کرد به جستجو نمودن که: محمد (صلی الله علیه وآله) چه چیز گوسفند را دوست دارد؟! گفتند:ذراع را. او رفت و بُز ماده ای راکه داشت، سر بُرید و آن را تمیز کرد و با یهود راجع به زهر مشورت کرد؛ سپس سراغ زهری را گرفت که قابل علاج نباشد، چون همگی نسبت به آن سم مخصوص اتفاق نظر داشتند؛ پس گوسفند را مسموم کرد و ذراع ها و کتف آنرا بیشتر به سمّ بیالود و چون آفتاب غروب کرد و رسول خدا نماز را بامردم خواند و بازگشت؛ ناگاه زینب را دید که جلوی پای آن حضرت نشسته است و ازحال او پرسش کرد و زینب گفت:ای ابوالقاسم! هدیه ای برای شما اوردم؛ پیامبراکرم دستورداد آن را از او گرفتند نزد او واصحابی که حاظربودند از جمله بشربن براء بن معرور گذاشتند؛ رسول خدا فرمود: نزدیک بیاید و شام بخورید. رسول خدا ذراع را گرفت و مقداری از آن را در دهان گردانید و بشربن براء استخوان دیگری برداشت و مقداری از آن را در دهان نهاد، وقتی که رسول خدا لقمه خود را بلعید بشربن براء نیز آنچه را در دهان داشت فرو برد و سایر افراد نیز از آن خوردند،رسول خدا فرمود: از غذا دست بکشید که این ذراع (وبعضی گفته اند این کتف) گوسفند به من خبر می دهد که مسموم است. بشر گفت: سوگند به آن کسی که تو را گرامی داشته است! من همان وقت که لقمه کردم آنچه را خوردم این راز را فهمیدم، اما چون دوست نداشتم شما را نسبت به غذایی که میخورید بی میل کنم چیزی بر زبان نیاوردم؛ وقتی که آنچه را در دهان داشتید خوردید؛ من خود را برشما ترجیح ندادم و آرزو کردم ای کاش! آن را که درآن تباهی است نبلعیده بودید. بشر از جای خود برنخاسته بود که رنگش مانند طیلسان (لباس سبز) شد؛و این درد یک سال با او بود و روز به روز حالش بدتر شد تا فوت کرد؛بعضی از راویان گفته اند: بشر از جای خود حرکت نکرده بود که فوت کرد؛ ابن عباس میگوید:مقداری ازآن گوسفند جلوی سگـی انداخته شد،سگ خورد و همان جا مُرد..

رسول خدا زینب دختر حارث را خواست و فرمود:چرا این کار را کردی؟

گفت: درباره ی قوم من رسیدی به آنچه رسیدی! پدرم عمویم و شوهرم را کُشتی؛ با خود گفتم اگر پیامبر باشد که ذراع به او خبر خواهد داد (و بعضی گفته اند) و اگر پادشاه باشد از او راحت میشویم و دین یهود به وضع اول خود بازمیگردد.

راوی می گوید: رسول خدا او را به صاحبان خون (وراث) بشربن براء تحویل داد و آنها او را کشتند و این نقل صحیح است و رسول خدا قسمت کاهل خود (قسمت نزدیک گردن) را حجامت کردند به خاطر غذایی که خورده بودند؛ حجامت رسول خدا را شخصی به نام ابوهند با شاخ و شفره (چیزی شبیه خنجر) انجام داد.

رسول خدا به اصحاب خود نیز دستور داد وسط سر های خود را حجامت کنند؛ بعد از آن رسول خدا سه سال زندگی کردند تا آن بیماری که در آن وفات یافت برایش پیش امد.

و در آن بیماری همواره میفرمود: در اثر غذایی که در خیبر خوردم پیوسته رنجور بودم تا اینکه زمان قطع رگ گردنم (مرگم) فرا رسید. و رسول خدا شهیــد از دنیا رفت؛ درود و صلوات و رحمت و رضوان خدا برآن حضرت باد.

منبع: مقتل معصومین/جلد1/ص194تاص194/.

جمع آوری : آقای نخعی



نویسنده : تيم واحد فرهنگي حوزه علميه فاضليه
تاریخ : شنبه 1392/10/21
آيات كليدي 2

آیات کلیدی  شماره ( 2 )                           باسمه تعالی                           

 

   موضوع : زنان پاکدامن 

 

   و ضَربَ الله مثلا ... و نجّنی من القوم الظالمین       « آیه 11 تحریم » 

شأن نزول :                                                             

خداوند تعالی براى اينكه درس عملى زنده‏اى به همسران پیامبر بدهد به ذكر سرنوشت فشرده دو نفر از زنان بى‏تقوا كه در خانه دو پيامبر بزرگ خدا بودند، و سرنوشت دو زن مؤمن و ايثارگر كه يكى از آنها در خانه جبارترين مردان تاريخ(فرعون ) بود مى‏پردازد.

پیام ها ونکته ها :

1 ـ مهم تر از بهشت ، قرب معنوی به خداست ( رب ابن لی عندک )

2ـ روابط خانوادگی مرز دارد و همین که به انحراف و کفر رسید باید تغییر کند ( نجنی من فرعون )

3 ـ تبری از کفر شرط ایمان است 

4ـ لازم نیست الگو پیامبر یا امام معصوم باشد و لازم نیست سابقه ی توحیدی داشته باشد زن فرعون نه معصوم بود و نه موحد بلکه با دیدن معجزه موسی (ع) ایمان آورد و به این سبب الگوی همگان شد .

5ـ در روایتی از حضرت رسول اکرم (ص) می خوانیم : برترین زنان اهل بهشت چهار نفرند 1- خدیجه (دختر خویلد ) 2- فاطمه سلام ا... علیها (دختر محمد (ص) ) 3- مریم (دخترعمران ) 4- آسیه ( دختر مزاحم همسر فرعون )

کلید واژه ها :

1ـ ابن : از ماده (بنی ) فعل امر صیغه 7 به معنای بساز 

2ـ نجّنی : از ماده (نجو ) فعل امر صیغه 7 باب تفعیل        نجّ + ن وقایه + ی متکلم =  نجّنی : نجات ده مرا

 

 

گرد آوری : آقای علیان                                                            واحد فرهنگی مدرسه علمیه فاضلیه

 



:: موضوعات مرتبط: آيات كليدي
نویسنده : تيم واحد فرهنگي حوزه علميه فاضليه
تاریخ : شنبه 1391/09/18
بقيع امشب حال و هوايي دارد...

بقیع حالا سومین گوهر بی بدیل خود را در آغوش می گیرد.

گوهری که نور سینه اش راه بین زمین و آسمان را کوتاه تر کرده است.

شهادت حضرت باقرالعلوم  علیه السلام تسلیت باد . . .


در میان قنوت چشمانم
عکس یک قبر خاکی افتاده
سنگ غربت شکسته بغضم را
دیده ام، صبر خود ز کف داده

کاروان دل شکسته ی من
رهسپار بقیع ویران است
زائرم، زائر امامی که
از غمش سینه بیت الاحزان است




:: موضوعات مرتبط: اشعار، پيام هاي تبريك و تسليت
نویسنده : تيم واحد فرهنگي حوزه علميه فاضليه
تاریخ : دوشنبه 1391/08/01
ألسَّلامُ عَلَیکَ یا اَباجَعفَرٍمُحَمَّدَبنَ عَليً البَرَّالتَّقِیَّ

شهادت مظلومانه پاره تن حضرت علی بن موسی الرّضا علیهم السلام ،

 

باب المراد عالمین،جوادالائمه ،حضرت امام محمّد تقی علیه السلام

 

را به محضرمقدّس و منوّرحضرت حجة بن الحسن العسکری

 

وتمامی شیعیان ومحبّان آن حضرت تسلیت و تعزیت

 

عرض می نمایم ...



:: موضوعات مرتبط: پيام هاي تبريك و تسليت
نویسنده : تيم واحد فرهنگي حوزه علميه فاضليه
تاریخ : سه شنبه 1391/07/25
آيات كليدي (شماره 1)

با توفيق خداي متعال از اين پس در وبلاگ مدرسه علميه فاضليه بخشي به نام آيات كليدي راه اندازي شد.

اين بخش در طول هر هفته بروز رساني مي شود.

اين آيات با موضوعاتي همچون:

ولايت ، اسوه هاي برتر ، اخلاق اجتماعي ، آداب زندگي مي باشد.

 



:: موضوعات مرتبط: آيات كليدي
نویسنده : تيم واحد فرهنگي حوزه علميه فاضليه
تاریخ : جمعه 1391/07/14